هر ملتي با زاد فرهنگ خود به دنبال حل مشكل فلسفي زمان است و با ياري اسطوره هايش به رويارويي زمان سرنوشت خود مي رود..چيزي كه در تمام فرهنگ ها مشترك است و ميل عميق بازگشت به لحظهي شگفت انگيز و مثالي آفرينش و متوقف كردن زمان را نشان مي دهد.
آيين هاي مشترك بيشماري در سراسر جهان وجود دارند كه در خلال تمدن آسيب پذير و شكننده ما جاري اند و نشان مي دهند امروز نيز انسان با گرايش تاريخ ستيزانهي خود در تب و تاب بازگشت به ابتداي جهان است. شايد به اين علت كه اگر زمان را برگردانيم بر طبيعت پيروز مي شويم و جاودانه..
براي ما ايرانيان مراسم آييني نوروز با مركزيت بازآفريني زمان و بازسازي سمبوليك آشوب ازلي و بهشت آغازين، تكرار رمزگونهي كار آفرينش است...نوروز لحظهي شگفت تعليق زمان براي ايرانيان است كه در آن واحد هم جشن ويژهي اهورا مزداست كه در روز اهرمزد فروردين ماه برگزار مي شد و هم روزي است كه نوآيين شدن نهايي آفرينش صورت مي گيرد...آيين كهن نوروز در نظام كلي اساطيري ما ايرانيان بازتاب باور باستاني آفرينش ادواري و رستاخيز است...
سبزه روياندن و تخم كاشتن جنبهي رمزي شده ي نوگشتن طبيعت و انسان است...همچون فرهنگ هاي باستاني ديگر، آتش و آب كه داراي معناي دوگانهي آشوب ازلي از يك سو و تضمين باروري و پاكي از سوي ديگر است در مراسم آييني نوروز نيز لحاظ شده است...ايرانيان در شب نوروز آتش هاي فراوان مي افروختند (شايد نماد گيتي كه با آب يا آتش به نابودي مي گرايد و سپس از نو آفريده مي شود؟)..بازتاب اين باورداشت ها در چهارشنبه سوري ما به نحوي رازآلود اما ساده جاري است...خوشبختانه هنوز هم مراسم رد شدن از آتش(تن به آتش زدن)با اشعار عاميانه و اصيلي همراه است كه نمايانگر ميل اسطوره اي ايراني به پالودگي از گناه و آفرينش پاكي و سلامت است...
گرچه هفت سين امروز ما و سبزه روياندن براي درصد قابل توجهي از ايرانيان از معناي اسطوره اي خود خالي شده است؛ اما مرسوم بوده كه ايراني باستاني در نوروز بزرگ در تشتي هفت نوع دانه را بكارد تا علاوه براي تكرار رمزي حيات با توجه به رويش گياهان براي چگونگي محصول در سال جديد تصميم بگيرد...در واقع نوروز آيين تعيين مقدرات جهان و انسان براي يك سال است.....
با آرزوي احياء باورهاي اصيل...در لحظهي افسانه اي تعليق زمان و آغاز نمادين آفرينش، صلح جهاني را آرزو كنيم...نوروزتان خوش يمن -باورهاتان سبز.
