تبليغاتX
علائق و تجربه های من -

علائق و تجربه های من

روانشناسی

روانشناسي جنايي چيست؟Criminal Psychology

در نيمه ي اول قرن بيستم روانشناسي به مهم ترين منبع براي پژوهش هاي جرم شناختي تبديل شد. به يمن خدمات ويتمر كه اولين بار در دانشگاه پنسلوانيا به تدريس درس"رفتار جنايي" پرداخت، روانشناسي به صورت علمي به اين حيطه وارد شد.

روانشناسي جنايي بخش اصلي روانشناسي قضايي است كه تمام كاربردهاي روانشناسي در قلمرو عدالت را در بر مي گيرد.موضوع روانشناسي قضايي اشخاصي هستند كه در يك محاكمه يا دعوي درگيرند و همه‌ي آن چه كه به آنان مربوط مي شود نظير اظهارات كتبي يا شفاهي، معناي اعمال با توجه به نيت ها و انگيزه ها و غيره.

نقش روانشناسي در تبيين پديده جرم بسيار مهم است زيرا اكنون مجرمان را نه تنها از زاويه‌ي قضايي بلكه از ديدگاه انساني نيز مورد نظر قرار مي دهند و به جاي اين كه به  قضاوت درباره ي جرم بعنوان يك عمل مجزا بپردازند تمام شخصيت مجرم را مطالعه مي كنند.

از آنجايي كه جرم گاهي بعنوان پديده اي فردي و گاهي بعنوان پديده اي اجتماعي مورد بررسي قرار مي گيرد،جنبه اول آن با روانشناسي فردي و جنبه دوم آن با روانشناسي اجتماعي سر و كار مي يابد. به اين ترتيب روانشناسي جنايي شاخه اي از روانشناسي است كه بيشتر به روانشناسي فردي نزديك مي شود چرا كه روانشناسي بكار بسته در دستگاه عدالت فرد را هدف قرار مي دهد و نقش مستقيم آن كمك به اين دستگاه در حل مسائل فردي است كه در زيربناي جرم شناسي فردي قرار دارند. مهم ترين محورهاي روانشناسي جنايي عبارتند از:

·        درك و تبيين فرايند جرم

·    بررسي شخصيت انواع مجرمان با در نظر گرفتن ريخت روانشناختي آنان، سن ، جنس، موقعيت خانوادگي و حرفه اي

در تمام مراحل باز شدن يك پرونده در سيستم قضايي تا ارائه و اجراي حكم روانشناسي قادر به كمك هاي قابل ملاحظه اي است:

·        دريافت نشانه هاي روانشناختي در مرحله تحقيق و بازپرسي اوليه

·        متمايز كردن شهود قابل اعتماد

·        مشخص كردن مجرمان احتمالي

·        انتخاب مسير صحيح تحقيقات پليسي

·        ارزيابي اظهارات متهمان و گواهان

·        اتخاذ روش هاي مناسب در هنگام صدور و اجراي حكم

·        تعيين احتمال ارتكاب به جرم در آينده

متأسفانه به نظر مي رسد در ايران روانشناسي جايگاه خود را در سيستم قضايي پيدا نكرده است.البته تا اندازه اي طبيعي است كه دستگاه عدالت با مقاومت و ترديد بسيار به روانشناسي نزديك شود چون فرض بر اين است كه حكم بايد بر اساس يقين باشد و درگير شدن با فرضيات روانشناسانه اي كه هنوز به حد كافي وارسي نشده اند شجاعت اقدام مي طلبد.

هدف ما اين نيست كه نتايج حاصل از بررسي هاي روانشناختي هميشه مي توانند دلايل موجه، منطقي و قانع كننده اي در اختيار قضات قرار دهند، اما دست كم مي توانند نشانه هاي مهم هدايت كننده را تشخيص داده و متمايز سازند.

از ديگر سو ، اين درست است كه اكثر مردم جرم را پديده اي تحميلي و ناخواسته مي دانند  و ثبات هر كشور به اقداماتي كه براي مهار و پيشگيري از جرائم انجام مي دهد بستگي دارد؛ اما مهار و پيشگيري از جرم بدون در نظر گرفتن علل مفروض آن و بررسي شخصيت مجرمان ممكن نخواهد بود.....

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 23:12  توسط مژگان بنگر  |